چگونگی شكلگیری بحران
بحران كنونی اقتصاد غرب كه در سال ۲۰۰۷ در امریكا ابتدا از بخش مسكن آغاز شد، در اكتبر سال ۲۰۰۸ شدت یافت و بهسرعت سایر بخشهای اقتصادی را فرا گرفت و با فاصله كوتاهی به اروپا و ژاپن سرایت كرد و سایر كشورها را نیز به نسبت وابستگی آنها به اقتصاد امریكا تحت تأثیر قرار داد. این بحران از سیاستهای اعتباری بانكهای مسكن در امریكا آغاز میشود. باتوجه به كنترل بسیار كم بر فعالیتهای بانكها بویژه بانكهای مسكن، این بانكها برای كسب سود هرچه بیشتر با ایجاد مشوقهایی اشتیاق خرید مسكن را به طور بیسابقهای افزایش دادند. از این طریق ضمن كاهش مبلغ پیش پرداخت مشتریان از ۳۰درصد به حدود ۱۰ درصد كل هزینه ملك، نرخ وامهای ۳۰ ساله ۵ درصد را به ۳ درصد كاهش دادند با این شرط كه بعد از سه سال نرخ بهره متناسب با وامهای رهنی پرخطر (Subprime Mortgage) تعدیل و به نرخ بهرهروز تبدیل شود. همچنین بانكهای مسكن در اعطای این وامها به طمع سود بیشتر ضوابط مربوط به توان مالی مشتریان و قدرت بازپرداخت اقساط وام آنها را رعایت نكردند زیرا در نهایت در صورت عدم پرداخت اقساط توسط مشتریان میتوانستند خانههای آنها را تملك كنند و از این طریق حتی سود بیشتری به دست آورند. از طرف دیگر مشتریان كمدرآمد هم كه فاقد اعتبار مالی لازم بودند و صرفاً با تسهیلات و امكانات فراهم شده توسط بانكها اقدام به خرید مسكن كرده بودند، این طور تصور میكردند كه در صورتی كه بعد از سه سال نرخ بهره افزایش یابد و آنها نتوانند اقساط وام را پرداخت كنند، میتوانند خانههایشان را همراه با وامهای آن بفروشند و با توجه به روند رو به افزایش قیمت مسكن كه در بعضی از ایالتها مانند كالیفرنیا حتی به ۱۰۰درصد نیز رسیده بود، سود فراوان ببرند. اما بعد از سه سال اول، بانكها به منظور جبران ریسك بالای اینگونه وامها، نرخ بهره را از ۳ درصد به ۵ تا ۷ درصد افزایش دادند. در مقابل این اقدام، وامگیرندگان كه توان بازپرداخت وامها را نداشتند تصمیم به واگذاری خانهها كردند، اما با توجه به نرخ بالای بهره مشتری پیدا نكردند. در نتیجه از این زمان كاهش قیمت مسكن آغاز شد و به اصطلاح «حباب آن تركید». (قیمت مسكن كه به صورت غیر طبیعی افزایش یافته و مانند بادكنك متورم شده بود به سرعت رو به كاهش گذاشت). با توجه به كاهش روزافزون قیمت مسكن و هزینه بالای آن به لحاظ افزایش نرخ بهره وامگیرندگان از بازپرداخت وام صرفنظر كردند. میلیونها امریكایی خانهها را تخلیه كرده و به بانكها سپردند. بانكها هم كه چند صد میلیارد دلار وام مسكن داده بودند با عدم دریافت اقساط دچار كمبود نقدینگی شدند و از طرفی امكان فروش وثیقههای وام یعنی خانهها را به سبب فقدان تقاضا نداشتند. گذشته از این قیمت وثیقهها دائماً كاهش مییافت و از مبلغ وامها بیشتر فاصله میگرفت. اما مسئله به همین جا ختم نشد و مشتقات مالی این وامها تأثیرات گستردهتری در ایجاد بحران مالی و اقتصادی بر جای گذاشت. دو نوع از این مشتقات: یكی «اوراق قرضه با وثیقه» (Collateral Debt Obligations) میباشد كه بهدنبال كاهش نظارت دولت و مقررات در دهه ۱۹۷۰ آغاز شد و عملاً با روی كار آمدن آقای ریگان از سال ۱۹۸۰ شكل گرفت. نوع دوم «اوراق تضمین نكول اعتبارات مبادلهای» (Default Swaps Credit) است كه در دهه ۱۹۹۰ به عنوان مشتقات مالی وارد بازار شدند. هر دو نوع مشتقات مالی مبتنی بر روند مالی گرایی (financialization) اقتصاد امریكاست كه از نخستین سالهای دهه ۱۹۷۰ آغاز گردید. بر این اساس امكان رشد بخش مالی از طریق «پولسازی» مستقیم فراهم میشود. روند این ثروت اندوزی پولی یا رشد شبكه «تولید كالاهای مالی با خلق اوراق بهادار» بدون رعایت تناسب رشد آن با رشد شبكه «تولید كالاهای واقعی» صورت میگیرد كه روزبهروز گسست بیشتری را میان این دو شبكه ایجاد میكند. بهعبارتی دیگر رشد مالی گرایی متضمن رشد بلا انقطاع بازار اعتبارات است كه این خود كمترین مداخله دولت را در بازار ایجاد میكند و كاهش نظارت دولت و رهایی از مقررات بهعنوان زمینه ساز بازار آزاد تلقی میشود. اگرچه چنین شرایطی زمینه را برای رشد سریع بازار مالی فراهم میسازد، اما به لحاظ فاصلهگیری ثروتاندوزی «كاغذی» از تولید ثروت واقعی (تولید كالاها و خدمات) شرایط پرمخاطرهای را در بازارهای مالی نیز فراهم میكند. براساس آمار منتشره دولت امریكا پیش از مقررات زدایی در سالهای ۱۹۷۵-۱۹۵۰ بطور متوسط در هر سال بین چهار تا پنج بانك ورشكست میشدند، اما پس از كاهش نظارت و مقررات تنها در سال ۱۹۸۹ تعداد بانكهای ورشكست شده به مرز ۲۰۰ بانك رسید. آنچه زمینه ساز بحران اقتصادی حاضر شد این بود كه «اوراق قرضه با وثیقه» كه نوعی از اوراق بهادار است و با صندوقی از اوراق بهادار دیگر تضمین میشود در كانال وامهای مسكن راه پیدا كرد. بانكها قراردادهای وام مسكن با ریسك بالا و بهره بالا را با استفاده از ابزار بسیار پیچیده سرمایهگذاری به بستههای مالی تبدیل كردند و به صورت وسیع به بنگاههای مالی و سرمایهگذاری و بانكها و بیمهها در امریكا و خارج از امریكا (عمدتاً اروپا) فروختند. شركتهای بزرگ مالی با استفاده از این مشتقهای مالی بستههای صدها هزار سند رهنی مسكن ساخته و پس از ارزیابی آنها برای قیمت گذاری بر پایه خطر احتمالی، هر بسته را به قطعات كوچكتری (Tranche) تقسیم كرده و هر یك را برای فروش به بازار مالی داخلی و خارجی عرضه كردند. شركتهای مالی خریدار، خود بسته خریداری شده را با شرایط دیگری به بستههای جدید تبدیل كردند تا با سود بیشتر به فروش برسانند. به این ترتیب چنین گسترش بازار مالی در واقع قرار دادن اقتصاد روی انبوهی از قرضههای بدون اعتبار میباشد. اوراق قرضه تضمینی مبادلهای اعتبارات كه آن هم یكی از محصولات مقررات زدایی سه دهه اخیر بود به عنوان سپر حفاظتی سرمایهگذاران در مقابل خطر احتمالی غیر قابل وصول شدن قرضههای خریداری شده وارد بازار مالی شد. اگرچه این اوراق مبادلهای تهاتری (Swaps) در اصل خود نوعی بیمه بودند، ولی از آنجا كه این اوراق خود تبدیل به اوراق بهادار شده و در معرض خرید و فروش قرار گرفتند، هدف اصلی آنها در بازار مبادلات مشتقات مالی فراموش شد. در نتیجه بازار به ارزش ۵۰ هزار میلیارد دلار (نزدیك به چهار برابر تولید ناخالص ملی امریكا) به وجود آورد. به این ترتیب بحران مسكن كه با كاهش سریع قیمت مسكن آغاز شد به بازارهای مالی سرایت كرد و متعاقباً كل اقتصاد امریكا و كشورهای وابسته را فرا گرفت. تا حدی كه رئیس صندوق بینالمللی پول آقای دومینیك استراوس كان رقم كسری سیستم بانكی (انگلیس و امریكا) را كه موجب بحران مالی جهان شده ۱۴۰۰ میلیارد دلار اعلام كردهاست.همچنین بانك مركزی انگلستان ضررهای ناشی از این بحران را برای سرمایهگذاران و بانكها ۲۸۰۰ میلیارد دلار تخمین زده است. مایك ویتنی كارشناس اقتصادی و خبرنگار معروف امریكا با استناد به نظر تحلیلگران این رقم را ۲۰ هزار میلیارد دلار برآورد میكند.
دكتر حسین نمازی
وضعیت سینما آرام آرام سفید میشود
پس از شرایط پیش آمده در اوضاع جامعه بعد از انتخابات ریاست جمهوری، سینما به عنوان یكی از اصلیترین مكانهای گذران اوقات فراغت، دچار ركود و افت فروش بسیاری شد و رونقی را كه مدتی بود بسیاری از اهالی سینما را خوشحال كرده بود، دوباره به ركود تبدیل شد. این ماجرا حتی گریبان فیلمی مثل «درباره الی» را كه پیشبینی میشد علاوه بر توفیقات هنریاش برای عموم مردم هم جذاب باشد گرفت. این روزها كه به مرور وضعیت به حال عادی برمیگردد و با اتمام این شوك ناگهانی، سینماها دوباره به وضعیت سابق و پررونقشان برمیگردند، سراغ یك تهیهكننده و یك پخشكننده رفتهایم تا از زبان آنها درباره این شرایط و راههای بهبود آن بیشتر بدانیم. ● رسانهها باید بیشتر یاری كنند خسرو امیرصادقی از سینماگرانی است كه جدیدترین فیلمش در مقام تهیهكننده یكی دو روزی است روی پرده رفته است. او در این باره به جامجم میگوید: دلیل اكران فیلمم این بود كه نمیخواستم بر خلاف قوانین و مقررات عمل كنم و فكر كردم اتفاقا در این شرایط بتوانم با نمایش فیلمم كه یك فیلم كمدی است، بتوانم برای بهبود این شرایط و نشاندن لبخند روی لب مردم قدمی بردارم. تهیهكننده «پسر تهرونی» ادامه میدهد: شرایط رسانهها و فضای عام جامعه برای اكران یك فیلم جدید و موفقیتش خیلی مناسب نیست و رسانهها هم در این روزها حال و هوای دیگری دارند. ولی تفكر من این بود كه اتفاقا در این شرایط ما وظیفه داریم به عنوان هنرمند رسالتمان را انجام بدهیم و برای موفقیت یا شكست هم باید به خدا توكل كرد. امیرصادقی فیلمش را یك فیلم مردمی با داستانی مخاطبپسند و آموزنده میداند كه بر اساس فرمایش پیامبر برای ترویج ازدواج در هر سنی ساخته شده است. ضمن این كه از نظر تركیب عوامل و بازیگران هم برای جلب مخاطب چینش خوبی انجام شده است و بازیگرانی مثل محمدرضا شریفینیا، امین حیایی، سارا خوئینیها، سیدجواد هاشمی، طناز طباطبایی و امیر نوری در آن حضور دارند. تهیهكننده «پسر تهرونی» ادامه میدهد: هیچ وقت در زندگیام آدم بدبینی نبودهام و با دید مثبت به همه چیز نگاه كردهام. برای همین فكر میكنم باید همه چیز در چارچوب قانون دنبال شود تا مردم احساس امنیت كنند و بتوانند به مسائل دیگر زندگیشان مثل همین سینما برسند. در عین حال امیدوارم رئیسجمهور در دور جدید فعالیتش بهتر و امیدواركنندهتر از قبل عمل كند و امكانات بیشتری را برای سینما فراهم كند. وی در پاسخ به این سوال كه فكر میكنید سینما برای برون رفت از شرایط موجود چه كمكی میتواند بكند، میگوید: اتفاقا جامعه ما به فیلمهای طنزآمیز و مفرح خیلی بیشتر از قبل نیاز دارد و برای همین فكر میكنم این وظیفه دینی و ملی من بود كه این فیلم را اكران كنم و به این نحو تا جایی كه میتوانم به بهبود این وضعیت كمك كنم. این تهیهكننده در پایان بر نقش تاثیرگذار رسانههای مختلف و تلویزیون برای ترغیب مردم به دیدن فیلمهای روی پرده تاكید و اظهار امیدواری میكند كه آنها در شرایط جدید با دید بهتری با فیلمها روبهرو شوند. ● نقش مهم سینما در بهبود شرایط علی سرتیپی، مدیر شركت فیلمیران كه این روزها پخش ۲ فیلم «درباره الی» و «خروس جنگی» را به عهده دارد، از شرایطی كه برای سینما پیش آمده، ابراز تاسف میكند و میگوید: متاسفانه بسیاری از بیلبوردها و تبلیغات دیگر ما در بحبوحه انتخابات از بین رفت و با سیاستزدگی جامعه، جو عمومی از فضای سینما دور شد، اما خوشبختانه چند روزی است كه این ماجرا تغییرات زیادی كرده و بهبود زیادی حاصل شده است. گرچه هنوز با چیزی كه باید باشد و ما آن را پیشبینی كرده بودیم فاصله زیادی دارد. وی ادامه میدهد: صاحبان فیلم در زمان اكران فیلمشان فرصت محدودی دارند و هیچ صنفی از سینما مثل آنها در معرض خطر نیست. چون اگر در مدتی كه دارند، نتوانند به نتیجهای كه باید برسند، كارشان بیات میشود و نمیتوانند نتیجهای را كه میخواهند از آن بگیرند. سرتیپی با تقدیر از تلاشهای صدا و سیما در همین خصوص میگوید: صدا و سیما برای كمك به این شرایط، كارهای بسیاری انجام داد و قدمهای مثبتی برداشت كه جای تشكر دارد. نمونهاش تخفیفهای خوبی بود كه به پخش تیزرهای تلویزیونی تعلق گرفت، اما به گمان من هنوز جای كار بیشتری وجود دارد و ارگانهای دیگری مثل اداره ارشاد و شهرداری هم باید جدیتر از این وارد گود بشوند تا سینما دوباره به حال عادیاش برگردد. این پخشكننده با تاكید بر این كه در حال حاضر تركیب خیلی خوبی از ژانرهای مختلف روی پرده است، به خانواده سفارش میكند كه این فرصت را از دست ندهند: سینما در پركردن اوقات فراغت خانوادهها و بچهها كه این روزها با تعطیل شدن مدارس وقت آزاد بیشتری دارند، نقش خیلی مهم و موثری دارد. حضور در سینما و همنوایی و همذات پنداری با شخصیتهای فیلمها میتواند روحیه دوبارهای را به مردم بدهد و آنها را به زندگی عادی برگرداند.
جام جم | |
رئيس ستاد عمره دانشجويي در گفتوگو با فارس: عمره دختران دانشجو حذف شد
عربستان ديگر به دختران مجرد دانشجو ويزا نمي دهد
خبرگزاري فارس: رئيس ستاد عمره دانشجويي از حذف عمره دختران دانشجو خبر داد و گفت: عربستان از اين به بعد به دختران مجرد ويزا نميدهد و به همين دليل ستاد عمره دانشجويي ديگر نميتواند دختران دانشجو را به عمره ببرد.
حجت الاسلام سيد محمدرضا فقيهي در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اينكه حذف عمره دانشجويان دختر از سوي عربستان اعلام شده است، گفت: ستاد عمره دانشجويي رايزنيهاي خود را براي حل اين مشكل انجام داده اما هنوز به نتيجه نرسيده است.
رئيس ستاد عمره دانشجويي با اشاره به اعزام دانشجويان متأهل از 14 تير به عمره مفرده، گفت: روز 14 تير 2 كاروان دانشجويان متأهل به عمره اعزام ميشوند.
در گفتوگو با فارس
عابدزاده: براي خدمت به تيم خودم پول و قرارداد نميخواهم
خبرگزاري فارس: مربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: به خاطر مردم هميشه پرسپوليسي هستم و به خاطر خدمت به خانه خودم هيچ وقت دنبال پول و قرارداد نيستم.
احمدرضا عابدزاده در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس اظهار داشت: براي مردم همه كار انجام ميدهم چون هر چه دارم از آنها است و به خاطر هواداران پرسپوليس و خانه خودم به هيچ عنوان دنبال قرارداد و پول نيستم.
وي افزود: به خاطر پرسپوليس و مردم با دستور انصاريفرد قبول كردم كه كارها را قبل از آمدن سرمربي جديد با پرسپوليس آغاز كنم. اين كار من فقط به خاطر اين بود كه بخش كوچكي از عقبافتادگي تمرينات را جبران كنم.
عابدزاده در جواب اين سئوال كه آيا دروازهبانان فصل گذشته پرسپوليس با اين تيم تمديد قرارداد خواهند كرد؛ گفت:كسي كه قلبش با پرسپوليس است نميتواند از اين تيم جدا شود.
عكس منتشرشده درسایتهاوشبکه های خبری عکس نداآقاسلطان نیست!!!!
اين عكس كه به اشتباه به شكل گستردهاي در سايتها و شبكههاي خبري به جاي عكس خانم ندا آقاسلطان كه در درگيريهاي اخير جان خود را از دست داده منتشر شده است متعلق به ندا آقا سلطان نیست بلکه متعلق به خانم ندا سلطاني است ظاهرا خانم ندا سلطانی در کشور یونان اقامت دارند و در تماسی با سفارت ایران در یونان و وزارت خارجه اعلام نموده اند عکسهایی که در شبکههای ماهوارهای و برخی از سایتها منتشر شده است عکسهای وی است! این خانم گفته که برای پیگیری این موضوع به زودی به تهران خواهد آمد
عکس خانم ندا آقا سلطان که ۳۰ خرداد ۸۸ در تجمعات منطقه امیرآباد تهران جان خود را از دست داد این است
قطبي سرمربي تيم ملي ايران شد
جام جم آنلاين: سرمربي سابق تيم فوتبال پرسپوليس پس از انجام مذاكرات نهايي بار ديگر به عنوان سرمربي تيم ملي ايران انتخاب شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، مهدي حاجي باقر مدير برنامههاي افشين قطبي صبح امروز پنجشنبه با حضور در فدراسيون فوتبال ايران و پس از انجام مذاكرات نهايي با علي كفاشيان رئيس فدراسيون و مهدي تاج نايب رئيس اول فدراسيون به توافق نهايي رسيدند و قراردادي را در همين زمينه امضا كردند تا قطبي تا پايان جام ملتهاي آسيا به عنوان سرمربي تيم ملي ايران به كارش ادامه دهد.
حاجي باقر در اين زمينه اظهار داشت: توافق فعلي ما با فدراسيون براي مربيگري قطبي در تيم ملي تا پايان جام ملتهاي آسيا است، اما همين قرارداد قابل تمديد تا مسابقات مقدماتي جام جهاني 2014 نيز است.
وي ادامه داد: ما با تعامل خوب تاج و كفاشيان توانستيم به اين توافق نهايي برسيم و بايد از هر دو آنها تشكر كرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 19:23 توسط سید
|